کنج کاویدن های بی سبب

اگر در صفحه گوگل اسم کالایی را تایپ کنید آگهی های مرتبط به آن کالا در سمت راست صفحه ردیف خواهند شد. مثلن تایپ کنید Snickers، در زمانی کمتر از دو ثانیه کلی تبلیغ مربوط به فروش کفش های ورزشی در محدوده محل زندگی و شهرتان خواهید دید. (این آزمایش را اگر به فارسی انجام دهید نتیجه ای نخواهد داشت. دلیل؟ تحریم و کوتاه بودن دست گوگل از بازار ایران) ایراد الگوریتمی که این تبلیغات را فراهم می کند این است که از یک جستجوی ساده در بانک اطلاعاتی فراتر نمی رود. اگر کلمه ای که تایپ می کنید یک مفهوم و معنا باشد چه؟ مثلن اگر تایپ کنید Surreal چیزی برای تبلیغ کردن وجود نخواهد داشت. حال این که ساده ترین کار این است که یک دسته بندی کلی تر انجام بدهند تحت عنوان جسم (tangible)‌ و معنا (intangible) و برای معناها می توانند تبلیغ کتاب های مرتبط را نمایش دهند. که البته معناها هم باید از یکی دو فیلتر ساده بگذرند که مثلن حروف اضافه و کلمات دستوری مشابه نادیده گرفته شوند و الخ.

گوگل دیگر فقط موتور جستجو باقی نخواهد ماند. اگر تا به حال این اتفاق نیفتاده باشد (که بعید است) بی شک در آینده ای نزدیک گوگل تبدیل خواهد شد به موتور تفتیش ذهن آدم ها. یعنی هربار که چیزی را جستجو می کنی به شکل پنهانی و مستتر یادداشت هایی برداشته خواهد شد و با استفاده از الگوریتم های هوشمند بر اساس الگوی جستجوهای مکرر شما (مستقل از این که در صفحه گوگل باشید یا نه)  ذهن و چشم شما را با تبلیغاتی معین و تاثیرگذار نشانه خواهند گرفت.

دیگر هر سلول (pixel) صفحه نمایش قیمت دارد و استفاده نابجا از آن یعنی ضرر. این موضوع وقتی جدی شد که یک نوجوان انگلیسی هر سلول وب سایتش را یک دلار فروخت و یک شبه ره صد ساله رفت و البته انقلابی در دنیای تبلیغات مجازی به راه انداخت. البته این نوجوان زیرک به ایده ی ساده یک میلیون سلول راضی نشد و با یک بازی ساده تر، ظرف مدت کوتاه تری پول بیشتری به جیب زد.

حالا چرا من این ها را اینجا می نویسم خدا می داند.

/ 0 نظر / 15 بازدید