شبانه

برای اَدلی که تنهاست و دلتنگی که عادل نیست

 

غیبت که جالیِ خالیِ اوست

 

وقتی اندوه ستمگرٍ دلتنگی 

بر آن تکه گوشت چنگ می اندازد

تن کرخت می شود

و چشم سیاهی می رود

آبی سیاه می شود

آسمان سیاه می شود

خانه سیاه می شود

خانه ی خالی

و تو فکر می کنی دیگر کسی جای او را نخواهد گرفت.

 

/ 0 نظر / 22 بازدید