بروم یا بمانم

انجمن فیلم سازان مستقل کلگری موسسه ای است غیرانتفاعی به معنای واقعی کلمه. هدف اصلی این موسسه کمک به فیلم سازان مستقل شهر است، ترغیب فیلم سازان بی پول به عضویت و اجاره ی وسایل فیلم سازی با قیمت های بسیار پایین. این موسسه سهمی محدود از بودجه ی سالیانه شهرداری دارد و درآمدی هم از منابع همیار دولت ایالتی. یکی از این منابع کازینوهای شهر هستند که در قبال کار داوطلبانه اعضای انجمن یک روز در سال درصدی از درآمدشان را وقف انجمن می کنند. برای آن که عضویتم را از عضویت ابتدایی که مزیت خاصی ندارد به عضویتِ تولید فیلم ارتقا بدهم متعهد شدم به بیست ساعت کار داوطلبانه.
شش نفر از اعضای هیئت گرداننده هم امشب کار داوطلبانه می کنند. همه سفیدپوست هستند و زیر سی سال. من که اصولن همه جا اقلیتِ ابدی ازلی ام، اینجا هم اقلیت هستم، نه فقط بخاطر رنگ کذایی پوست، که از همه لحاظ. چیزی که بسیار مشهود است و مشترک میان اینها، تیرگیِ نگاه این جوان ها به همه چیز. اینها کاری را که دوست دارند می کنند، قرار هم هست با عشق باشد، اما عشق شان تلخ است، به طرز زیرپوستی از همه چیز عصبانی اند. باز انگار همه چیز برمی گردد به همان اصطلاح جهانشمولِ "لیبرال های تلخ" رفیق سابق مان. بین شان اما یک زن هم سن و سال خودم هست که بقول خودش هنوز نمی داند از زندگی چه می خواهد، هنوز در پی گرفتن بورسیه از اینجا و از آنجاست، از این شهر که زادگاهش است متنفر است اما فکر می کند شهر نسبت به 15 سال پیش عوض شده و دارد کم کم عشقی توام با نفرت از شهر در دلش ریشه می دواند، نمی داند برود یا بماند... پیش خودم فکر می کنم خدایا چقدر این حرف ها آشناست. انگار دارم صدای خودم را می شنوم.
/ 0 نظر / 5 بازدید