بازگشت همه به سوی اوست، آن جٍرمٍ تاریک

درون این تن چیست

که می تواند پوچی را معنا دهد

و خواری را به افتخاری جهان گشا تعبیر کند؟

 

کیمیای هستی چگونه از جٍرمی تاریک به این تعالی رسید و چگونه باز خالی شد؟

 

من و عصب های متصل ام

که پیچک وار از این کالبدٍ باریک

بالا رفته اند در جستجوی کدام فرمان اند؟

 

چه شد

که سایش این پوست بر پوستی غریبه

 به کیمیای عشق تعبیر شد

و این قلب متقلب را منقلب کرد

و به سر فرمان داد 

که این

عشق است

که این گرایشٍ دو تنٍ تنهاست

چگونه سرگیجه ی شور 

سٍیلی از خون را به سر روانه کرد

و فکری را در سر تهییج

که دیگر تنها نیست این من

 

این سکوت معنایش چیست؟

این سکون معنایش چیست؟

چگونه این همه مغناطیس

به آن دو پا

فرمان رفتن داد؟

/ 0 نظر / 16 بازدید